نوشته‌های این‌جا صرفن دیدگاه نگارنده بوده و لزومن مورد تایید اسلام نیست!

ورزش‌گاه، فقیه، آزادی و دیگران

مطلب تیتر یک را این‌جا بخوانید

۴۱ مطلب با موضوع «هنر» ثبت شده است

کنسرت آیینی

چند سال پیش «حاج محمود کریمی» شیوه‌ای جدید در عزاداری دهه نخست محرم اجرا کرد. به این شکل که در بخشی از برنامه‌ی عزاداری همراه با سینه‌‌زنی و خوانده شدن شعر نوحه، سنج و طبل و... نیز با ریتم سینه‌زنی و آهنگ خواندن به شکل زنده نواخته می‌شد. سال بعد از آن، کریمی در میان برنامه اعلام می‌کند که شکل اجرای سال پیش مورد رضایت رهبری نبوده و به همین خاطر ما هم نظر ایشان را با کمال میل اعمال کرده‌ایم.

هر چند، چند سالی از آن ماجرا می‌گذرد اما در شرایط کنونی بسیار مطلوب و بل‌که لازم است که آن اجراها و حواشی‌اش بازخوانی شود. نگارنده معتقد است آن برنامه می‌تواند نقطه‌ی عطفی از دید فُرم در برنامه‌های آیینی و هم‌چنین در فرم موسیقی باشد، به شرط این‌که مورد غفلت قرار نگیرد. در این باره چند نکته قابل بیان است:

1. اجرای مورد اشاره، همه‌ی شاخص‌های مقوم یک کنسرت از جمله اجرای موسیقی و آواز زنده را دارد. اگر چه با توجه به معنای معهود عرفی «کنسرت»، شاید اطلاق این عنوان نوعی توهین به حساب بیاید اما تاثیر نگاه عرفی در بارِ واژه، باعث تفاوتی در اصل موضوع نمی‌شود.

ادامه مطلب
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
طلبه اُ منفی

سیب و گلابی و انار

هم سیب و گلابی و انارت رفته

هم حرف گزاف و زور بارت رفته

باور نکن این که باز باشد درها!

دروازه‌ی باغ هم به غارت رفته...


محمدهادی_ع


طلبه اُ منفی در تلگرام telegram.me/omanfii

۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
طلبه اُ منفی

استفتا و استشکال درباره موسیقی‌آموزی

آن‌چه با ملاحظه سطحی کلام و فتوای فقیهان شیعه مشخص می‌شود این است که اساس موسیقی مورد رغبت نیست. طیف مشهور فقیهان معاصر اگر معتقد به حرمت اصل موسیقی نباشند، و به تبع آن آموزش و آموختن آن را حرام قطعی ندانند، (آن طور که بعضی از مراجع محترم چنین نظری دارند) نظرشان این است که موسیقیِ حلال هم هست، اما حلالش نیز مطلوب نیست و آموختن آن پسندیده‌ی متشرعان نخواهد بود. برای مثال آیت الله خامنه‌ای به عنوان مرجعی که در بسیاری موضوع‌های فقهی نواندیش‌اند، در پاسخ به پرسشی فقهی درباره‌ی این موضوع یاسخ می‌دهند: «ترویج موسیقی با اهداف عالیه نظام مقدس اسلامی سازگار نیست.»

تحلیل و نقد این نظرات از دید فقهی نه در این مجال می‌گنجد و نه مناسب این قلم است. اما اشاره به چند نکته کلیدی ضروری است.

جالب و البته عجیب این‌جاست که رهبری در دیدار چند ماه پیش (31 خرداد 95) با شاعران، در یک صحبت به نسبت کوتاه، تنها 17 بار از واژه‌ی «سرود» استفاده کرده‌اند. و در نهایت چنین فرموده‌اند: «... ما ترویج نمیکنیم؛ سرود خوب را ترویج نمیکنیم. به نظر من گفتن سرود خیلی خوب است، آهنگهای خوب روی آن گذاشتن بسیار خوب است...»

نگارنده‌ی این سطرها باید متواضعانه از حضرتشان بپرسد این سرود کار کیست؟! همان موسیقی‌دان‌ها و آهنگ‌سازانی که بر خلاف تصریح شما و در مقابل «اهداف عالیه نظام» به دنبال موسیقی‌آموزی رفته‌اند؟! مگر نه این است که با نظرهای فقهی مراجع بزرگوار و تصریح شما هر که به دنبال موسیقی رفته، اگر بی‌اعتنا به شرع نبوده باشد، دست کم تعبدی به توصیه‌های موکدِ انقلابی شما نداشته است؟!


با آغاز ماه محرم و فصل نوِ عزاداری‌های حضرت سیدالشهدا -سلام خدا بر او باد- باز هم دوستانی به آسیب‌شناسی عزاداری‌ها از زاویه «فرم» و «محتوا» می‌پردازند. یکی از آسیب‌هایی که هر دانای باخبری بر وجودش اقرار می‌کند آسیب‌های موسیقایی است. برای نمونه چند روز پیش دوستانی در شبکه‌های اجتماعی پیوستی صوتی را برایم فرستادند که صدای مداحی یکی از هیات‌های مذهبی بود. شعری کم‌مایه با آهنگی سَبُک که اصل آن را قبل‌تر با صدای محسن یگانه شنیده بودم.

این‌گونه آسیب‌شناسی‌ها مطلوب و لازم است به شرطی که مانند آن‌چه تا کنون رخ داده کاسه و کوزه‌ها تنها بر سر خواننده‌ی هیاتی (مداح) یا متخلفان خُرد شکسته نشود.

باید چنین تخلف‌هایی را به گوش مراجع تقلید رساند و یادآوری کرد نقش آن بزرگواران را در انحراف امروز. باید پرسید مگر ممکن است سالیان پی در پی هیات‌ها و دسته‌های عزاداری متنوع با فرهنگ‌های مختلف با یک آهنگ و ملودی مدح و مرثیه بخوانند؟! پاسخ واضح است: خیر! در پی باید پرسید که آهنگ‌های جدید را چه کسانی و از کجا بیاورند؟! مداحانی که به امر شما فقیهان ارج‌مند و از سر تعبد به فرمان و توصیه‌های شما حتا به سمت آموختن موسیقی نرفته‌اند باید ملودی بسازند؟! یا این که باید دست به دامان همان اهل فنی شوند که دست کم در عمل با دستورهای شما بیگانه‌اند؟! واضح است که نخستین راه ممکن و دومین راه مطلوب نیست! به قطع ناچار است از ملودی‌های ساخته شده استفاده کند. حالا هر که در حد شناخت خود. میثم مطیعی از ملودی «آمریکا آمریکا ننگ به نیرنگ تو» که ساخته‌ی یک آهنگ‌ساز است بهره می‌برد، حمید علمی و حسین سیب‌سرخی از آهنگ‌های هایده و مرضیه استفاده می‌کنند. مهدی اکبری آهنگ محمد اصفهانی را بازسازی می‌کند. دیگرانی هم آهنگ‌هایی را می‌خوانند که پیش‌تر با صدای چاوشی و یگانه و پاشایی و خواجه‌امیری و... شنیده‌ایم. مقصر هم نیستند در این خطاها. چون نه تنها برای آهنگ‌سازی بی‌دانش‌اند، بل‌که برای تفاوت گذاشتن میان آواهای حُزن و طرب و حماسه و... هم مایه و سوادی ندارند. باید پرسید حضرات آقایان فقیهانِ بزرگ؛ اینک چه کنیم؟!

۱۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
طلبه اُ منفی

اشکِ دشت

خیلی سال پیش فیلم «دشت گریان» (علف‌زار گریان) را دیدم. فیلمی از «آنجلو (آنگلو) پولوس». توی یکی از اپیزُدها دو برادر با دست تقدیر در دو جبهه جنگی مقابل هم‌اند. در سکانسی هر دو با پرچم سفید می‌آیند بالای خاک‌ریز میانی و هم را در آغوش می‌گیرند و باز برمی‌گردند به سنگرهایشان، تا باز آغاز شود، و آتش تفنگ‌های‌شان را به سمت هم نشانه بروند.

اسم فیلم هم تا جایی که یادم می‌آید بر می‌گردد به رودی که از چشمه آغاز نمی‌شود، از قطره‌هایی که از لای علف‌زار راه می‌افتند جاری می‌شود. گویی این دشت است که گریه می‌کند. قطره-قطره اشک می‌ریزد و رود جاری می‌شود...

دلم لک زده برای دیدن دوباره‌اش.

+این روزها حال و هوایم جوری است که بعد از این همه سال مدام پلان‌های این فیلم جلو چشمم می‌آید. انگار دارم روی یکی از این قایق‌ها سوار بر اشکِ دشت، پارو می‌زنم...

۶ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
طلبه اُ منفی

ما هم نبسته‌ایم عقود برادری

رفتند باز نیز به دیدار رهبری

آن شاعران خبره در «آیین سروری»

 

فاضل (1) دوباره قسمت بالا نشسته است

جای گلایه نیست از این رسم دل‌بری

 

هر کس نشسته در نظرش شعر خوانده است

سهم برابر همگان: نابرابری!

 

قزوه (2) برایمان غزلی نو سروده است

در غربت و به لهجه شیرین ما-دری

 

از دوستان هندی او هر که بوده، هست

هنـ/ـدوستانه می‌شود اشعار داوری

 

با هر زبان که فکر کنی شعر خوانده‌اند

تاجیک و هندو و عرب و ترک و آذری

 

چیزی نمانده شعر جدیدی بیاورند

این بار با زبان فراگیر زرگری

 

باید «برادر»ی برسد دعوتت کند

ما هم نبسته‌ایم عقود برادری

 

روزی هزار شُکر که بیرون نکرده‌اند

از جمع شاعرانه‌شان شخص رهبری

 

ما با کسی که عقد اخوت نبسته‌ایم

جز خواهران محترم، از چشم خواهری!

 

شعر کسی به دخترَکَش هدیه می‌شود (3)

آوخ که من نداشته‌ام مهر مادری!

 

القصه جمع خوب و صمیمی فراهم است

از شاعران کشوری و گاه لشکری

 

رفتند «بیت» باز، همه بیت‌های ناب

ما مصرعیم و سست، چه ما را به شاعری

 

محمدهادی. ع

31 خرداد 1395

برابر با چهاردهم ماه رمضان


 

 

ارجاع‌ها:

1. منظور همان فاضل نظری است. همو که در غزلی قدیمی فرموده:

چشمت به چشم ما و دلت پیش دیگری‌ست
جای گلایه نیست که این رسم دلبری‌ست

هر کس گذشت از نظرت در دلت نشست
تنها گناه آینه‌ها زودباوری‌ست

مهرت به خلق بیش‌تر از جور بر من است
سهم برابر همگان نا برابری‌ست

2. منظور علیرضا قزوه است. آن بزرگ شاعر دایم السیر بین ایران و هندوستان.

3. اشاره به شعر نغز بانویی در دیدار گذشته خطاب به دخترشان که با «چکی مامان بیا صمیمی باشیم...» می‌آغازید و هزار البته که هزار هم‌چو منی از سرودن چونان مطلعی عاجزیم.

۷ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
طلبه اُ منفی

در فیش مدیرانی و من فیش ندارم

با توجه به انتشار تصویر چند فقره فیشِ محترمِ حقوقی به مبالغِ شریفِ چند سَد میلیونی در فضای گرامیِ مجازی، حسب امرِ ذوقِ بی‌مقدار حقیر، ابیاتی نارسا در رثایش جاری گشت که از این قرار به منظرِ نظرِ حضرتتان واصل می‌گردد. باشد که خوانده شده، با لحن اشعاری از استاد وحشی بافقی (که البته این حقیر نقشی در نام شریفشان نداشته و قصد اهانت به ساحتشان را منتفی اعلام می‌دارم) و با صدای برادر گرامی محسن آقای چاوشی تصور گردیده، بل‌که عمق اندوه افزوده بگردد.


در فیش مدیرانی و من فیش ندارم
زان روی که در بین کسان خویش ندارم

رفتم بشوم «کارگر ساده»، نشد باز!
گفتند چرا سابقه از پیش ندارم

یک گَله‌ی گرگ است نصیب من و اما
در گَله‌ی خود بهره‌ای از میش ندارم

در آخر هر مرحله‌ای غول مرا خورد!
این جان نهایی‌ست، از این بیش ندارم

گفتند: سیاسی شده‌ای، ننگ به نیرنگ!
بشقاب غذا خواسته‌ام، دیش ندارم!

«بر بی کسی من نگر و چاره‌ی من کن»
من غیر همین حرف زدن نیش ندارم

محمدهادی. ع




۱۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
طلبه اُ منفی

فرمود که اقدام و عمل باید کرد

فرمود که «اقدام و عمل» باید کرد

اقوال به افعال بَدَل باید کرد

هر سال برای تو غزل می‌گفتم

امسال تو را فقط بغل باید کرد


محمدهادی. ع


طلبه اُ منفی در تلگرام: @omanfii

۴ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰
طلبه اُ منفی

خانه ما

امروز به شکل تصادفی در بین برنامه‌های تلویزیونی با مسابقه‌ای مواجه شدم به نام «خانه ما». مسابقه‌ای که شرکت کننده‌هایش خانواده‌هایند. رقابتشان هم نه بر سر اطلاعات عمومی است، نه دویدن روی غلتک، نه آشپزی! مسابقه‌ای بر سر زندگی کردن، خانواده بودن، لذت بردن از کنار هم بودن، و البته کنترل اقتصاد خانواده.

نمی‌دانم این مسابقه هم مشابه داشته (مثل غالب برنامه‌های دیگر سیما) یا ابداعی است. اما هر چه هست نقطه‌ای است برای امیدواری. «خانه ما» نقطه مقابلِ برنامه‌های مشابه است که شکم‌بارگی و سبک زندگی حیوانیِ مصرف‌گرایانه و توجه به سلبریتی‌ها را ترویج می‌کنند. در مقابلِ برنامه‌هایی که خوانندگی -آن هم در سخیف‌ترین‌حالتش یعنی پاپ آرت- را تبدیل به افتخار می‌کنند. در این مسابقه قهرمان خانواده‌هایند. یعنی ستون‌های سبک زندگی ایرانی و دینی. برنده هم خانواده‌ای است که با کم‌ترین هزینه خوش باشد و خوب زندگی کند. مهمان دعوت کند، هدیه بدهد، سفر برود و آرامش جمعی را تجربه کند.

بعد از دیدن این اتفاق خوب یک دست‌مریزاد به سازنده‌های این برنامه بده‌کار بودم. خدا به ذهن این دوستان قوت و به سیمای جمهوری اسلامی ایده‌های این‌چنینی فراوان بدهد.

۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
طلبه اُ منفی

کرگدن‌های خوشحالیم!

سری نخست سریال «در حاشیه» که پخش شد، جمعی از پزشکان به شیوه‌های مختلف اعتراض کردند، تحریم کردند، فریاد زدند. اولین چیزی که هر کسی از این واکنش‌ها برداشت کرد «بی جنبه بودن» و «نقد ناپذیری»شان بود. یعنی از چیزی که اهانت نبوده برداشت اهانت کرده‌اند. (به نظر من هم همین طور است.) اما نکته‌ی دیگر این بود که معلوم شد این افراد «پوست کلفت» نشده‌اند! به عبارت دیگر اگر مورد اهانت قرار بگیرند (حتا وقتی به اشتباه اهانت برداشت می‌کنند) تا پای تعطیلی یک پروژه تلویزیونی پیش می‌روند. و این نشانه خوبی است...

کرگدن خوشحال

به طور ویژه ساخت سطحی، ضعیف و مبتذل فصل دوم همین سریال، اهانت مستقیم و بی اغراق به شعور مخاطب است، اما ما مخاطبان پوست‌مان کلفت شده! هر چه مهران مدیری بسازد را می‌پذیریم. حتا اگر از یک نیم‌چه سناریو، یک سریال طولانی در بیاورد. بدون خلق موقعیت نمایشی، بدون کمدی، بدون درام، بدون طنز، بدون دیالوگ بامزه حتا! و تنها با چند اسم شناخته شده که گاهی بامزه می‌شوند. عمیق بودن پیش‌کش! به کجای این سریال می‌شود خندید به جز اداهای اگزجره غفوریان یا لهجه رضویان یا سوتی‌های پشت صحنه؟!

دارم به این فکر می‌کنم چرا کمپین تحریم «در حاشیه 2» یا مهران مدیری راه نمی‌افتد؟ چرا هیچ طوماری برای سرافراز نمی‌نویسیم؟ چرا در اعتراض به توهین‌های مدیری به شعور «مخاطب تلویزیون» کسی جلو سازمان تجمع نمی‌کند؟

فقط یک پاسخ به ذهنم می‌آید: عادت کرده‌ایم به شعورمان توهین کنند و از بیت المال بودجه بگیرند. این عادت همان پوستِ کلفتِ ماست...

۹ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
طلبه اُ منفی

جمهوری اسلامی و اسارت در دست خُرده مدیران خوب، بد، زشت

امروز، یعنی روز 13 آبان که روز استکبارستیزی است گذرم افتاد به مرکز شهر شیراز. جایی که مدیران تصمیم‌گیر و سرشار از بلاهت با ایجاد راه‌بندان در شلوغ‌ترین خیابان شهر(خیابان زند) که از قضا با توجه به مراکز درمانی بسیار، خیابانی پر از ترددهای اورژانسی است، و ایجاد ترافیکِ قفلِ چندین کیلومتری(بلوار چمران، میدان دانشجو، خیابان ساحلی، کنارگذر ساحلی...) هزاران نفر از مردمی که به واسطه تصمیم‌های سفیهانه، وقت و اعصاب‌شان را در ترافیک از دست داده بودند را به نفرت از استکبارستیزی(!) واداشته بودند!

چند ساعتی که امروز توی ترافیک از درد پای چپ ناشی از کلاج گرفتن‌های مداوم رنج می‌بردم، دیالوگ‌های فیلم «خوب، بد، و زشتِ» سرجیو لئونه را مرور می‌کردم و با خود می‌اندیشیدم که اگر مدیران این مملکت به جای جلسه‌های مداوم و حرف‌های مزخرف، «وسترن اسپاگتی» می‌دیدند، حال و روز این روزهایمان به قطع بهتر از این بود...

«تاکو: خدا با ماست، چون از یانکی‌ها متنفره.

بلوندی: خدا با ما نیست، چون از احمق‌ها هم متنفره.»

(The Good, the Bad, and the Ugly-1966)

۵ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
طلبه اُ منفی