نوشته‌های این‌جا صرفن دیدگاه نگارنده بوده و لزومن مورد تایید اسلام نیست!

ورزش‌گاه، فقیه، آزادی و دیگران

مطلب تیتر یک را این‌جا بخوانید

۱۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «انتخابات» ثبت شده است

نگاهی به اعتراض‌های اخیر

به احتمال زیاد شما هم از راه شبکه‌های اجتماعی خبردار شده‌اید که در بعضی شهرهای کشور مردمی به خیابان آمده و تجمع‌هایی برپا کرده‌اند. درباره این جمعیت‌ها آن‌چه در نگاه نخست شایان توجه است دغدغه و شعار افراد است. در این تجمع‌ها بنا بر آن‌چه منتشر شده از شعارهای معیشتی مثل «یه اختلاس کم بشه مشکل ما حل میشه» تا شعارهای سیاست داخلی «مرگ بر این دولت مردم فریب» و «مرگ بر روحانی» تا شعارهایی در حوزه‌ی سیاست خارجی مثل «سوریه رو رها کن فکری به حال ما کن» تا شعارهایی در حمایت از مخالفان نظام و یا حمایت از سلطنت‌طلبی مثل «رضا شاه روحت شاد» شنیده می‌شود.

آن‌چه مشخص است این که وضع معیشتی عموم مردم شباهتی به مطلوب ندارد. اما این که به یک‌باره در چندین نقطه کشور به اعتراض علنی برسد عجیب می‌نماید! بی‌شک اشکال‌های اقتصادی موضوع جدیدی نیست، اما چنین واکنشی در این مقیاس جدید است!

در یک نگاه کلی می‌توان بدنه‌ی این تجمع‌ها و تظاهرها را مردم عادی با دغدغه‌های معیشتی و مطالبه‌ی اقتصادی دانست. اما دسته‌ی دیگری که تلاش می‌کند وجهه‌ی سیاسی و ضدحکومتی به اعترض‌ها بدهد دغدغه‌ای متفاوت از اصلاح وضع معیشتی دارد. این میدان‌داری اما باید برای نتیجه دادن، طیف گسترده‌تری را به میدان بیاورد. از این جهت شعارهای نامطلوبی در تعارض با رئیس جمهور، سعی می‌کند در کنار مردم عادی، مخالفان روحانی انتخابات سال جاری را هم به میدان بکشد.

از این رو منتقدان و مخالفان جدی حسن روحانی باید مراقب بازی پیشِ رو باشند. ورود به این برنامه‌ها اگرچه با دغدغه صحیح باشد، اما مخالفت با رای عموم مردم در انتخابات خواهد بود. مردمی که شنیده‌اند حرف‌ها و وعده‌ها را، چنین انتخابی کرده‌اند و خود نیز پاسخ انتخاب خود را تا 1400 پذیرفته‌اند.

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
طلبه اُ منفی

برگ‌های برنده‌ی آسیّد!

با این‌که با حضور آقای رییسی در انتخابات موافق نبودم و تا امروز هم تصمیمی برای حمایت و رای به ایشان ندارم، اما به نظر می‌رسد ایشان چند برگ برنده دارند که می‌تواند به رای‌آوری و همین طور یک‌پارچه شدن جریان موسوم به «اصول‌گرا» نزدیکشان کند.

1. «امید اجماع»

مدت‌هاست اصول‌گرایان امیدی به اجماع در هیچ انتخاباتی ندارند. در انتخابات 92 از پنج نامزد اصول‌گرا، تا روز انتخابات تنها یک نفر حاضر به انصراف شد و بقیه، سهم اندکی از صندوق‌های رای بردند. در انتخابات مجلس 94 نیز تقریبن در همه کلان‌شهرها و بسیاری شهرهای دیگر چند فرد/فهرست از طرف گروه‌های اصول‌گرا معرفی شد که نتیجه چنان شد که شد!

در انتخابات پیشِ رو نیز اگر چه اصول‌گرایان با عنوان «جبهه مردمی نیروهای انقلاب (جمنا)» اعلام هم‌بستگی کرده‌اند اما حتا در صورتی که این بار همه به عهدشان پایبند باشند نیز جبهه پایداری و جریان احمدی نژاد (اگرچه خود را اصول‌گرا نمی‌دانند، اما قرابت فکری و سبد رای نزدیک دارند!) هر کدام گزینه خود را خواهند داشت. احمدی نژاد، بقایی را به میدان فرستاده و پایداری مانند 92 از جلیلی حمایت می‌کند. تنها گزینه‌ای که در فهرست جمنا وجود دارد و احتمال دارد جلیلی و جریان تکلیف‌گرایِ پایداری از او حمایت کنند، آقای رییسی است. اگر چه سبد رای جلیلی چندان قابل افزایش نیست اما هواداران او، نه رای‌های خاموش، که رای‌های فعال‌اند و در صورت هم‌آهنگی به ایجاد موج کمک می‌کنند. از طرفی نامزد مورد حمایت احمدی نژاد به احتمال فراوان تایید صلاحیت نخواهد شد و سبد رای این دسته نیز بدون حمایت رسمی برای آقای رییسی خواهد بود، نه روحانی.(حزب موتلفه اسلامی با توجه به این‌که گزینه اصلی‌شان یعنی آقای میرسلیم در گزینه‌های نهایی جمنا نبوده، اعلام کرده میرسلیم نامزد خواهد شد. اما طبق سابقه موتلفه تا زمان انتخابات به نفع نامزد دیگری کنار خواهد رفت. چه رییسی، چه قالی‌باف...!)


2. «سابقه اجرایی»

نداشتن سابقه اجرایی قابل توجه اگرچه به عقیده نگارنده ضعف مشهود آقای رییسی است، اما تجربه نشان داده برای یک نامزد انتخاباتی برگ برنده است. سیدابراهیم رییسی که عمده سوابقش در دستگاه قضایی کشور بوده، می‌تواند به کارهای غلط رقیبش اشاره کند اما دیکته‌ی مکتوبی ندارد تا اشتباه‌هایش را به رُخش بکشند.


3. «دیر»

جریان اصلاح‌طلب که حامی آقای روحانی است از مدت‌ها پیش با این پیش‌فرض که رقیب او قالی‌باف است، از ضعف‌های شهردار تهران گفتند و در این مدت هر کاری کردند که این رقیب اصلی را تضعیف کنند. (برای مثال حادثه پلاسکو، که در صورت نامزدی قالی‌باف تیتر تبلیغ و مناظره خواهد شد.) مدت کوتاهی از احتمال نامزدی آقای رییسی می‌گذرد و جریان رقیب او فرصت کافی برای یافتن دست‌آویز بزرگ نخواهد داشت. در این مدت تنها تکیه مخالفان رییسی به دو موضوع «ریاکاری انتخاباتی» و «نقش داشتن در اعدام منافقان در دهه 60» بوده است. مورد اول توانایی زیادی برای کاهش رای ندارد و مورد دوم در صورت فعالیت رسانه‌ای خوب ستاد رییسی می‌تواند برگ برنده دیگری باشد.


4. «سیادت»

اگر چه عجیب باشد اما هنوز بخش قابل توجهی از مردم کشور در مقابل سادات کُرنش می‌کنند و زمینه پذیرش حرف ایشان را دارند.


5. «قم»

دولت آقای روحانی نشان داد که بزرگان قم از جمله مراجع، هنوز احترام صنفی را در راس مواضع قرار می‌دهند و هرگز حاضر به خالی کردن پشت هم‌لباسشان نمی‌شوند، به ویژه اگر آیت الله باشد! در رقابت روحانی-رییسی بزرگان قم نه هیچ‌یک را رد می‌کنند و نه از یکی حمایت خواهند کرد. آقای رییسی در صورت انتخاب هم حمایت مرجعیت را خواهد داشت.


6. «هَم»

آقای رییسی «هم‌لباس»، «هم‌سن و سال»، «هم‌رشته»، «هم‌کار»... آقای روحانی است. دست و بال روحانی برای مناظره با او بسته است. نه می‌تواند او را سرهنگ خطاب کند، نه می‌تواند تُند سخن بگوید و چندین منع دیگر که انجامشان روحانی را متضرر می‌کند و تَرکشان فرصت‌سوزی اضطراری است!


7. «اطلاع»

آقای رییسی که خانه اصلی‌اش قوه قضاییه است، به جذاب‌ترین بخش انتخابات یعنی «پرونده‌ها» اشراف کامل دارد. هرچند با شناختی که از او داریم، نمی‌شود انتظار «بگم؟ بگم؟» داشت، اما همین اشراف اطلاعاتی، دستِ بالای مناظره خواهد بود. چون حتا اگر او نگوید، رقیبش از دور گرفتن و افشاگری‌های «گازانبری» هراس خواهد داشت.

۷ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
طلبه اُ منفی

درس انتخابات تصمیم کبراست نه حسنک کجایی!

با این که نه در انتخابات 92 و نه در انتخابات امسال، نتیجه شبیه آن‌چه در تعرفه رای من بود نبود، اما حقیقت این است که از این نتیجه‌ها نه تنها ناراحت نیستم بل‌که ناراضی هم نیستم! چند حُسن ویژه در این نتیجه بوده، مانند جا به جایی قدرت، ناچاری جریان موسوم به اصولگرا به پذیرفتن عدم ملکیت شخصی‌شان بر حکومت و... که یادآوری‌اش مجال دیگری می‌طلبد.

اما غرض از نگارش این سطرها یادآوری درس شکست انتخاباتی است. دوستانی را از جنس تشکیلاتی اصولگرا دیدم که سعی کردند از درس انتخابات 92 بهره بگیرند و با تاکید بر ارایه فهرست مشترک و اصرار به رای‌های لیستی از شکست جلوگیری کنند. چیزی که به گمان‌شان درس اصلی انتخابات ریاست جمهوری بوده برای اصولگرایان. اما از نگاه من درس اساسی آن انتخابات چیز دیگری بود که در این انتخاب نیز مغفول ماند، بل‌که با شدت بیش‌تری آن اشتباه تکرار شد.

ادامه مطلب
۱۷ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
طلبه اُ منفی

معمای حل نشده‌ی تقلب

از بعضی دوستان به اصطلاح سبز که مدعی «تقلب گسترده» در انتخابات 88 بودند شنیدم که با شعار «رای می‌دهم» بناست حضور گسترده‌ای در انتخابات مجلس خبرگان و مجلس شورای اسلامی 1394 داشته باشند. خب نخستین پرسش هر مخاطبی این است که: «چه طور از سلامت این انتخابات مطمین خواهید بود در حالی که همین سیستم به زعم شما پیش از این تقلب گسترده‌ای را در مقابلتان انجام داده است؟» از طرف دوستان سبز به این صورت پاسخ شنیدم که «ما از سلامت انتخابات مطمین نیستیم! بلکه می‌خواهیم هزینه‌ی تقلب را برای نظام زیاد کنیم!» و بعضی هم می‌گویند: «در سال 88 مجری و ناظر انتخابات هم‌سو بودند اما در انتخابات فعلی دولت و شورای نگهبان هم‌سو نیستند و این موضوع امکان تقلب را منتفی می‌کند!»

اگر چه نگارنده این سطرها از مشارکت عمومی همه سلایق و البته تمکین به قانون و انتخاب جمهور خرسند می‌شود اما در صورتی که در حقیقت چنین استدلال‌هایی، تمام دلیل این دوستان است باید درخواست تجدید نظر از محضرشان داشته باشم!

ادامه مطلب
۹ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
طلبه اُ منفی

سلام؛ آقای رییس جمهور

ساعت 2 بامداد، شنبه 25 خرداد 1392:

تازه صندوق را فک پلمپ کرده‌ایم. هنوز در شور و حال استقبال شگفت‌انگیز مردمیم. در سرآزیر شدن تعرفه‌ها نام «حسن روحانی» خودنمایی می‌کند. اکثر نامزها نماینده‌ی سر صندوق نداشتند. همان نماینده‌ی آقای رضایی هم قبل از شمارش رفته بود. بین دوستان سر صندوق تا جایی که می‌دیدم و می‌شناختم و بحث می‌کردیم هیچ‌کدام حامی آقای روحانی نبود. دسته بندی کردیم و شمردیم. دقیق. حتا یک رأی شبهه‌ناک هم نبود. وقتی هیچ نگاه منتقدی جز نگاه پروردگار نبود اعلام کردیم آقای حسن روحانی «894» رأی... فرقی نداشت. حتا آن 11 رأی پاک آقای «سید محمد غرضی». ما عهد بر شرف و تقوا و ایمان داشتیم. برای حفظ یک یک رأی‌های شما...

+++

1. از رییس جمهور قانونی‌ام جناب حجت الاسلام دکتر حسن روحانی حمایت خواهم کرد، با تأیید و نقد منصفانه...

2. بر جمهوری اسلامی ایران و مردم شریف‌ش مبارک باشد... به خصوص آن 18 میلیون و 613 و 329 نفری که نام رییس جمهور را در تعرفه‌های‌شان نوشتند.

3. به لطف خدا تا این‌جا شاهد جنبه و اخلاق رأی‌نیاورندگان و حامیان‌شان بوده‌ایم. هم‌چنین از سوی رییس جمهور منتخب... ان شاء الله ادامه داشته باشد.

4. این سوآل را دوستان سبز از وجدان خود بپرسند: چرا نظامی که 11 میلیون رأی را جا به جا کرد، چند صد هزار رأی این انتخابات را تغییر نداد؟!

5. پیام این انتخابات: مردم ایران به دنبال اعتدال و میانه‌روی‌اند...

6. آقای روحانی هنگام ثبت‌نام انتخابات: «سلامم را تو پاسخ گوی و در بگشای...»

7. بهترین زمان برای محاکمه‌ی دانه‌درشت‌های فتنه‌ی 88 همین حوالی است...

۱۹ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
طلبه اُ منفی

پنج‌شنبه‌ی قبل از انتخابات تا شنبه‌ی بعد از انتخابات

آن‌هایی را که به استدلال رأی نیاوردن، کسی را کنار می‌زنند نمی‌فهمم! از آن‌ها عجیب‌تر برای من کسانی‌اند که فقط به خاطر احتمال زیاد رأی آوردن به کسی رأی می‌دهند.

اما دقت کردن در این خصوصیت که تا حدودی همه‌گیر هم هست نشان از یک خصلت جامع بین بیش‌تر ماست. یعنی «عدم تحمل شکست». ما دوست نداریم توی تیم بازنده باشیم. حتا اگر بدانیم بازنده به‌تر است. به قول دوستی رأی دادن‌مان شبیه شرط بستن در اسب‌دوانی‌هاست. نه به معنای حمایت بل‌که به معنای برد در سایه‌ی هم‌راهی با برنده است.

اگر این بی جنبه‌گی ما نبود بازار نظرسنجی‌ها و نظرسازی‌ها این‌قدر دم انتخابات گرم نمی‌شد. این‌قدر حجم تخریب‌ها زیاد نبود. این‌قدر به قطب‌سازی‌ها اقبال نمی‌شد. دیگر کسی بعد از انتخاب نشدنش از طرف اکثریت جِرزنی نمی‌کرد و اقلیت را به کف خیابان نمی‌کشید. چون به‌تر بودن را با بیش‌تر بودن طاق نمی‌زد...

ما مردم بی‌جنبه‌ای هستیم...

+++

1. برای نخستین بار دلم می‌خواهد رأی‌م مخفی باشد!

2. بازنده اگر جنبه‌ی باخت داشته باشد بُرده. برنده هم اگر جنبه‌ی بُرد نداشته باشد باخته... این را از سر اعتقاد می‌گویم.

3. مواظب باشیم حماسه‌ی امسال‌مان را مثل 4 سال پیش از این، خودخواهی‌ها و حماقت‌های دیگران به به خاک و خون نکشد.

4. امسال اصرار داشتم سر صندوق باشم. اعتمادم به سلامت انتخابات را می‌خواهم عینی کنم. پیش‌نهاد عاقلانه به کسانی که مرددند این است که یک دوره ناظر صندوق بشوند...

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
طلبه اُ منفی

درباره‌ی کاندیدایی که رأی مرا می‌گیرد

«زیاد تو زنده‌گی خطا کرده‌ام، خیلی بیش‌تر از تو؛ برای همین با آدم خطاکار راحت‌ترم. آدمی که یک‌بار خطا کرده باشد و پاش لغزیده باشد و بعد هم پشیمان شده باشد، مطمئن‌تر است از آدمی که تابه‌حال پاش نلغزیده... این حرف سنگین است... خودم هم می‌دانم. خطا نکرده، تازه وقتی خطا کرد و از کارتن آک‌بند در آمد، فلزش معلوم می‌شود، اما فلز خطاکرده رو است، روشن است... مثل این کف دست، کج و معوج خط‌ش پیداست. از آدم بی‌خطا می‌ترسم، از آدم دو خطا دوری می‌کنم، اما پای آدم تک‌خطا می‌ایستم... با منی؟» (قیدار-32/رضا امیرخانی)


+++
1. بعضی‌ها آن‌قدر دایره‌ی خودی را تنگ کرده‌اند که دماغ خودشان هم از دایره خارج است!
2. امیرخانی دیگر برایم حتا نویسنده‌ی محبوب "هم" نیست! اما این نوشته یک جورهایی کل حرف من بود!
3. مطلبی از این قلم درباره‌ی تبلیغات شورای اسلامی شهر کازرون. و قابل تعمیم... (اینجا)

۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
طلبه اُ منفی

کاندیدای من خطا خواهد کرد

انتخابات ریاست جمهوری پیش رو، برای من از جهت دیگری اهمیت ویژه دارد. اگر حیات و توفیق به 24 خرداد برسد من هم مثل اکثر مردم رأی خودم را می‌دهم. آن هم به یکی از نامزدهای حاضر. اگر چه هنوز از این که کیست مطمئن نیستم! اما هر کدام باشند می‌دانم که کامل نیست. من به کسی رأی خواهم داد که به نقص‌هایش واقفم. می‌دانم ایرادهایی دارد. به کسی که اطلاع دارم و پذیرفته‌ام آینده‌اش را که خطا خواهد داشت. این را می‌دانم. و از همان لحظه‌ای که نامش را می‌نویسم خبر دارم.

وقتی می‌دانم او هم خطا می‌کند، نه امروز برای تبلیغش تا حد معصوم بالا می‌برمش و نه فردا روزی که خطا کرد در حد منحرف از دین و انسانیت زمینش می‌زنم. و خوب می‌فهمم «لاتری الجاهل الا مفرطاً او مفرّطا» را...(جاهل را نمی‌بینی، مگر تندرو یا کندرو!- روایتی از حضرت امیر)

می‌دانم اگر همه‌ی مردم هم مثل من فکر کنند و هم‌رأی من شوند معجزه نمی‌شود و باز هم اشکال‌هایی پیش خواهد آمد. و از آن سو هم اگر همه‌ی مردم خلاف نظر من را داشته باشند و دیگری را رییس جمهور کنند، اسلام و مُلک خداوند مخدوش نمی‌شود. پس تقلا نمی‌کنم. برای تبلیغ دروغ نمی‌گویم و یقه‌دری نمی‌کنم. برای ضد تبلیغ هم فحاشی و تهمت را جایز نمی‌کنم!

سعی می‌کنم چشم‌هایم را باز کنم. تا بهترین انتخاب ممکن را داشته باشم. صبح روز بیست و پنجم هم هر چه شد خیر است و شکر می‌کنم خدا را...



+++

نقل این مطلب در سایت سلمان فارسی

۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
طلبه اُ منفی

عدالت بهتر است یا پیش‌رفت؟

خیلی عذر می‌خواهم. می‌دانم این‌جا کلاس درس نیست. اما لازم شده است بگویم این را. برای «عدل» چند تعریف آمده که معروف‌ترین و مقبول‌ترین‌شان این دو است:

1. اعطاءُ کلُّ ذی حقٍ حقَّه (هر صاحب حقی را به حقش رساندن)

2. جَعلُ کلُّ شیءٍ فی موضعِه (هر چیز را در جای خودش قرار دادن)

تعریف دوم از حیث جامعیت و مانعیت بر اولی ارجح است. با این مبنا نگاهی می‌کنیم به تبلیغات(بخوانید ضدتبلیغ!) بعضی دوستان حامی آقای جلیلی در مخالفت با آقای قالی‌باف. این دوستان سخنان آقای قالی‌باف که «پیش‌رفت مقدمه‌ی عدالت است و عدالت بدون پیش‌رفت در بهترین حالت یعنی تقسیم عادلانه‌ی فقر...» را به شدت تخطئه می‌کنند از این جهت که عدالت برای ایشان اولویت ندارد. در مقابل جناب آقای جلیلی که عدالت را مقدم بر پیش‌رفت می‌دانند.

پرسش نگارنده از این دوستان این است: بنا بر تعریف دوم. آیا «شیء» مقدم و اولا بر عدل است؟! توضیح این‌که اگر چیزی برای قرار دادن در مکان خودش نباشد از اساس عدالت بی معناست. چه طور می‌شود چیزی نباشد و عدل معنا داشته باشد؟! این «چیز» همان پیش‌رفت است. پیش‌رفت تقدم اولویتی بر عدالت ندارد اما به اصطلاح مقدمه‌ی جزئیه‌ی عدالت است.

نکته‌ی اصلی این‌جاست که این گونه بهانه‌جویی‌ها از اساس باطل است. در اصل این دو بدون هم بی‌هویت‌اند. دهه‌ی چهارم انقلاب از طرف حضرت رهبری به «پیش‌رفت و عدالت» نامیده شده و خود ایشان هم در توضیح آن چنین فرموده‌اند:

«نه عدالتِ بدون پیشرفت مطلوب است، نه پیشرفتِ بدون عدالت. عدالت بدون پیشرفت یعنی برابری در عقب‌ماندگی، برابری در فقر؛ این را نمی‌خواهیم. پیشرفت بدون عدالت را هم هرگز مطالبه نمی‌کنیم؛ پیشرفت، همراه با عدالت. باید فواصل طبقاتی کم بشود.» (یکم فروردین 1387)

عالمان این جور وقت‌ها می‌گویند:«در خانه اگر کس است، یک حرف بس است...»

+++

1. با این مشکلات مدام بلاگفا دارم جدی به بیان فکر می‌کنم. مثلن این‌جا: http://omanfi.blog.ir

2. تصویر بالا حکایت بعضی‌هاست با بعضی‌های دیگر! از جهت مدعیانِ تهی...

۷ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
طلبه اُ منفی

توهم مقبولیت اجتماعی

اعتقاد راسخ دارم که داشتن رأی و هوادار، یا کم و زیاد بودنشان فی نفسه نه دلیل بر خوب بودن است و نه دلیل بر بد بودن. به تعبیر حضرت رهبری گاهی کمک خداوند بر نصیب شدن توفیق خدمت است و گاهی به سلب این توفیق. اما این که دوستانی از جنس هوادارن آقای جلیلی حضور گسترده و استقبال قابل توجه قم‌نشین‌ها را دلیل بر غلبه‌ی رأی ایشان می‌دانند به عقیده‌ی نگارنده واضح البطلان است.

از طرفی پای‌گاه اصلی رأی ایشان شهر قم است. جایی که پای‌تخت جریان پایداری است. پس نمی‌شود از حضور قم استنتاج کرد که ایشان پیش افتاده‌اند. از سوی دیگر جنس هواداران آقای جلیلی افراد در صحنه‌اند. بدون شک افرادی که با احساس تکلیف رأی خودشان را پیدا می‌کنند و از شور جوان حزب اللهی بودن هم برخورداند، برای تبلیغ در صحنه‌اند.

اما نکته‌ی دیگر و قابل توجه سابقه‌ی این جماعت است. در انتخابات مجلس نهم در قم همین جماعت همه‌ی توان خود را خرج رأی نیاوردن آقای لاریجانی و رأی آوردن آقای ذوالنوری کردند. جالب این‌جاست که در همین شهرستان قم آقای لاریجانی که مغضوب این جریان بودند و خط قرمزشان محسوب می‌شدند با رشد رأی حدود 40 هزار نسبت به دوره‌ی پیشین مواجه شدند و جناب آقای ذوالنوری در حالی که رأیشان در انحصار این جماعت هم نبود نفر چهارم انتخابات شدند و از مجلس نهم بازماندند.

شاید آقای جلیلی رییس جمهور شوند. شاید رأی قاطبه را هم به دست آورند(اگر چه بعید است) اما غرض از نگاشتن این سطور دفع توهم از دوستانی‌ست که ساده‌انگارانه تصور می‌کنند اقبال مردمی همیشه با آنان بوده و همیشه با آنان خواهد ماند...

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
طلبه اُ منفی